محمدکریم ویسی/پایگاه خبری جزمان؛ ساعت ۹ و ۱۰ دقیقه صبح روز شنبه ۱۵ فروردین، ناگهان آسمان روستای لیزن درخشید. نه از نور خورشید، بلکه از شعله اصابت پرتابه دشمن صهیونی-آمریکایی. هدف، ایستگاه تقلیل فشار گاز (CGS) صالحآباد بود. ۲۴ روستا، ۲ هزار مشترک، یک کارخانه آجر و یک مجتمع تولید مرغ در سکوت فرو رفتند. گاز رفت، اما اراده مردان این سرزمین هرگز از بین نرفت.
آنچه کمتر کسی انتظارش را داشت، تدبیری بود که در همان دقایق نخست شکل گرفت. سرپرست شرکت گاز استان ایلام، اعضای کمیته شرایط اضطرار را فراخواند و تصمیمی حیاتی گرفته شد؛گاز باقیمانده در خطوط لوله و شبکه توزیع به هیچ عنوان هدر نرود. با مدیریت بینظیر شبکه، جریان گاز مشترکین تا ساعت ۲۰ همان شب بدون کوچکترین افت فشار، برقرار بود. گویی ایستگاه مرده بود، اما شبکه هنوز نفس میکشد.
در میان گرد و غبار انفجار و صدای وحشت آور رهگیرهای دشمن، چهرهای آشنا اما مصممتر از همیشه در میان اکیپهای عملیاتی دیده میشد.مهندس علی سلیمانی، از نخستین دقایق وقوع حادثه تا آخرین لحظه گازدار شدن مجدد شبکه، نه در دفتر کار و پشت خط تلفن، بلکه در دل میدان، در کنار جوشکاران، در میان جرقههای آتش و در سایه پهپادهای در حال گردش، حضور داشت. او با کارکنانش نفس میکشید و با آنها خطر را به جان میخرید. این حضور بیادعا اما پولادین، چنان روحیهای به تیم فنی بخشید که گویی هیچ تهدیدی نمیتوانست سرعت عمل آنها را کاهش دهد.
آنچه معمولاً در چنین بحرانهایی چندین روز به طول میانجامد و مشترکین را روزها در سرما و بیگازی رها میکند، این بار در کمتر از ۱۲ ساعت به سرانجام رسید. این رکوردشکنی بیسابقه، حاصل درخشش یک مثلث طلایی بود؛ تدبیر هوشمندانه سرپرست شرکت گاز استان در مدیریت فشار گاز باقیمانده در شبکه، تصمیمگیری فوری و میدانی کمیته شرایط اضطرار و سرانجام ایثار شبانه روزی نیروهای فنی و عملیاتی.
مهندس سلیمانی در تمام این مراحل بعنوان یک فرمانده همراه با سربازانش بود. او با چشمان خود دید که چگونه یک ایستگاه کامل تخریب شده، در شرایط جنگی و در زمانی کمتر از نصف یک روز، دوباره به چرخه توزیع گاز بر می گردد. نتیجه برای همه شگفتانگیز بود، گاز به تمام ۲۴ روستا، کارخانه آجر و مجتمع تولید مرغ بازگشت، در حالی که حتی یک روز هم انتظار برای مردم رقم نخورد. این همان مدیریتی است که در سختترین شرایط، بحران را نه با شعار، بلکه با چکمه و کلاه ایمنی در میدان حل میکند.
۳ اکیپ واکنش سریع از شهرستان های چوار، ایلام، بخش صالحآباد و ستاد استان، پیش از آن که گرد و غبار انفجار بر تن خسته ایستگاه بنشیند، خود را به منطقه رساندند. همراه با آنها، سرپرست شرکت و تمام مدیران ستادی نیز از همان لحظه اول تا پایان عملیات، پای کار بودند. البته نه در پشت خط و در اتاق های دور از خطر؛ بلکه در دل حادثه، در میان ترکشها و روشنایی شعله های جوشکاری!
طراحی، احداث، جوشکاری و راهاندازی مجدد یک ایستگاه تقلیل فشار گاز در شرایط عادی و در یک فضای آرام، دست کم یک هفته زمان نیاز دارد. اما اینجا جنگ بود. نه زمان در اختیار بود، نه آرامش. با این حال، کارشناسان فنی، عملیاتی و پشتیبانی شرکت گاز استان ایلام، با ارادهای پولادین، آستین بالا زدند. چرخدندههای عملیات می چرخید و جرقههای جوشکاری در دل شب و زیر پرواز جنگندهها، نور امید میپاشیدند. هیچ کس خانه نرفت. هیچ کس خسته نشد و سرانجام، پیش از آن که ۱۲ ساعت از انفجار بگذرد، ایستگاه صالحآباد دوباره به مدار تامین بازگشت. گاز به ۲۴ روستا، کارخانه آجر و مجتمع تولید مرغ رسید. همان گازی که دشمن فکر میکرد با یک پرتابه برای همیشه خاموشش کرده است.
- نویسنده : محمدکریم ویسی


